بایگانی برای‘گل واژه’ دسته

شنبه, دسامبر 18th, 2004

تهوع عظیمی پيش رو داشت. به تلافی حجم قابل توجهی از واقعيت که قورت داده بود!

پنجشنبه, اکتبر 14th, 2004

“عزيزم امشب نمی گذارم با رویای اشلی بخوابی”

امضا : روح سرگردان رت باتلر

چهار شنبه, سپتامبر 29th, 2004

“اصل زندگی همون نصفه شبهاست”

اين رو گفتم و مردمان فراوانی با علائق و روحيات و فرهنگهای مختلف به من گرويدند.

اگر می دانستم، زودتر ادعای پيغمبری می کردم!

پنجشنبه, سپتامبر 2nd, 2004

“تا وقتی سيفون هست، می توان به زندگی ادامه داد”

حتی سهراب سپهری هم دوزاریش افتاده دیگه. من تعجب می کنم از این جماعت ابله!

پنجشنبه, سپتامبر 2nd, 2004

در برهوت احساسات

بیادم آوردی

عاشق میوه تلخی بودم

نامش دلتنگی

جمعه, جولای 23rd, 2004

Nothing,

But falling in live with an alian,

afraid of familiares.

Nothing else!

شنبه, می 22nd, 2004

عكس يه فنجون قهوه، يه عنوان طراحي وبلاگ، شخصي و گروهي !، و آدرس يه وب سايت.

اين مي شه يه بيزينس تو كشور ما! به همين سادگي

به قول اون مرد شريفي كه الان اسمش دقيق تو ذهنم نيست:

“ياد اون دوران به خير كه برنامه نويس هاي كامپيوتر يه پا مرد بودند و خودشون واسه خودشون درايور مي نوشتند!”

سه شنبه, می 18th, 2004

وقتي اين آگهي رو مي بيني و مجبوري باهاش احساس همذات پنداري كني!

“به مقداري انرژي اكتيواسيون جهت پرش به لايه هاي بالاتر نيازمنديم”

يك الكترون خسته بلاتكليف

جمعه, فوریه 27th, 2004

چه بگويم؟

دريای بيتاب چشمانت

در قاب کوچک هايکوی من نمی گنجد!

شنبه, دسامبر 20th, 2003

اين وبلاگ به پايان نرسيده است!

ولی متاسفانه سرم خيلی شلوغه.