بایگانی برای‘موزیک’ دسته

Divenire

سه شنبه, آگوست 31st, 2010

موسیقی آخرین طناب نامرئی پیونده دهنده من هست با زندگی. این در گذر زمان به من ثابت شده. همه علائق، همه عطش ها، همه passion ها آمدند و رفتند. ولی آهنگ هایم ماندند. برای همیشه. در مقابل هر وسوسه ای می توانم مقاومت کنم. ولی در زندگیم آهنگ هایی هستند که در همان چند ثانیه اول مرا به تسخیر در می آورند. مرا ذوب می کنند. مثل یک آواتار درون است، که حتی اگر همه علائم حیاتی در من ته کشیده باشد، می تواند از کالبدم جدا شود و به زندگی خود ادامه دهد.
این یکی از آهنگ هایی است که می تواند نوسانات زندگی مرا، از قله نشاط تا عمق دلتنگی، در خود بگنجاند.

Divenire -Ludovico Einaudi
Download

Thanks for Inspiration

سه شنبه, فوریه 23rd, 2010

از رسالتهای وبلاگی آدمیزاد، یکی این باشد که بنویسد از بالهای فانتزی ناملموسی که زندگی را برایش قابل زیستن می کنند. از همین شخصیتهای محبوب رمانها و فیلمهای مهم زندگیش، از تِرَک ها و خواننده های محبوبش، از خوردنیها و نوشیدنهای خواستنی اش، از نگاه ها و لبخند ها و تکیه کلامها و سکوت ها و همه بادی لنگوئیج های دوست داشتنی اش، از شهرها و خیابانها و جاده ها و بزرگراه ها و کوچه ها و همه لنداسکیپ های  مورد علاقه اش، و بالاخره هر چیزی که سیگنیچر روح سرگردانش را تشکیل می دهد، باید آن را بر جریده وبلاگش ثبت کند!
این را هم بگذاریم در کنار چیزهای دیگری که این زندگی ماشینی یا ما را از آن محروم می کند یا مجال آن را با تاخیر غیرقابل درکی به ما می دهد. که به خود بیایی و ببینی که انگار عمری گذشته است و از یکی از محبوب ترین موزیسین های زندگیت چیزی ننوشته ای. این است که برای جبران مافات اراده کنی و یک کلیپ بسازی از دردانه ترین و خاطره انگیزترین کارهای این نابغه دوست دوشتنی، یان تیرسن که دقیقا و تحلیلا با آهنگهایش می توانم متولد شوم، زندگی کنم و بمیرم!

آهنگ ها را که عمری زیسته ام، ولی انتخاب عکس ها وقت زیادی از من گرفت. انتخاب موزیک هم تا حد زیادی سلیقه ای است، ولی اگر اهل موزیک یان تیرسن هستید و فکر می کنید کار مهمی در این مجموعه فراموش شده، خوشحال خواهم شد نظرتان را بدانم. این هم لینک  دانلود فایل صوتی و تصویری برای عاصیان فیلترنت ناب محمدی!

رونوشت :
همه ایلوژن های آمیلی پالین، همه خوشبختیهای کوچکش، همه تنهایی ها، همه نقشه های خنگولانه اش، همه خجالت کشیدنهایش، موهای چتری ش، چتر قرمز گل گلیش … ملودی بیصدای روح من در دوران خدمت … اولین نفسهای عاشقانه مودم من، emule و ترکهای دانلود شده با سرعت 1.5 کیلو در ثانیه … همه لبخندهای مامان، همه نگرانیهاش، همه خوشبینی هاش، همه نگاههای آروم بابا، همه بغضهای سنگینش از چند روز قبل از اومدنم … همه پروازهای طولانی تر از 1 ساعت به ارتفاع فاک-دم-آل از سطح زندگی…موزیک کالکشنی که می شه به عنوان بهترین هدیه به کسی بدی و بعد پشیمون بشی …صدای همه احساسات یخزده زیر نور کمرنگ ماه رو یه مسیر برفی … گیسوان بلند خیس و وسوسه بردار-و-به-دارم-زن-از-روی-پل-پردیس … همرقصی دامن تو با باد تا قبل از اینکه از خواب بپرم … صدای پیانو، وقتی از جادوی دستان نوازنده اش مست می شود … همه اونهایی که دوستشون داشتیم و ندونستند، همه اونهایی که دوستمون داشتند و ندونستیم، همه عشقهای پنهان لعنتی …

I hope you don’t understand

دوشنبه, نوامبر 16th, 2009

pinguary@flickr

اون ضرباهنگهای اولیه پیانوش  پر از شوق زندگیه، پر از عطش و تشنگیه، پر از شیطنت عاشقیه.
همه چی از اون چند ثانیه سکوت بعد از پیانوی اولش شروع می شه، که یه صدای خسته رازآلود آروم تو گوشت نجوا می کنه که : “وی آر جاست اِ مومنت این تایم، …” و در عرض چند ثانیه به اوج می رسه، ضربه کاری رو بهت می زنه و بعد آروم فید می شه.
و تو که هنوز از شوک بیرون نیومدی، قبل از هر چی دلواپس آدمک خواستنی زندگیت می شی، به سرعت برق خودت رو می رسونی جلوی گهواره ش آرزو می کنی که خواب شیرینش آشفته نشده باشه. یه دستی می کشی رو زلفاش و آروم نجوا می کنی: I hope you don’t understand


photo : pinguary@flickr

گفتا تو از کجایی، که آشفته می نمایی

شنبه, اکتبر 24th, 2009

به موقع پرگرفتی آقای نامجو، درست در روزگاری که پاتولوژیست ها مشغول مطالعه و ریشه یابی سندرم شاعری بودند، چهچهه های سوزناک موسیقی سنتی به عنوان قرص خواب آور و ساسی مانکن به عنوان قرص اکس در داروخانه ها مصرف می شد، و قبله عالم مشغول بررسی جنبه های شرعی موسیقی بودند تا آداب و مناسک تطهیر صداها و سازها را اجتهاد کنند، لابد همانند تطهیر آنجا و ماتحت به گونه خداپسند.

اینجانب علاقه شیطنت آمیزی دارم به دافعه اولیه ای که در موزیک شما نهفته است. که لذت در دسترس نیست. که خیلی وقت ها باید وقت بگذاری تا سنسور لازم برای آن ترانه خاص را تیون کنی. چیزی از جنس دافعه اولیه ای که در صدای فرهاد بود. در صدای رجینا اسپکتر است.

نمی دانید چقدر سیک شده بودیم از معشوقه شعرهای حافظ و شاملو، که انگار در هاله ای دست نیافتنی از کمال و نخوت زندانی هستند، که نه تنها از جنس شاعر بلکه انگار از جنس دنیا نیستند و جز با توسل به ادبیات ملوکانه نمی توان آنها را خطاب قرار داد. چقدر میس می کردیم روایتی اروتیک و بی رودربایستی از عشقبازی را که در آن نه از واژگان پرتکلف “حضرت دوست” یا “سردار بزرگ آرزوهای سپید من”، بلکه از “دراز کشندگان با زیرشلوار و جین خشک” استفاده شود، همه جنون و عطش نهفته در عشق بازی در کلمه “بمالامالم” هویدا شود. که طرفین همدیگر را “بیابند” و “راحت” شوند و در انتها بتوانند سیب زمینی وار همدیگر را خطاب قرار دهند که “بیا فتیله را بگذار که تا کربلا و قدس برویم همینطوری هرهرکنان و زرزر چرندگویان”. براستی که “بی نظیر”ند اینها.

چه طنز اورژینالی نهفته است در شعرهایتان. چه رندانه پوزخند می زند بر همه تراژدیهای پنهان در زندگی و داستان نسل ما.
چه هنرمندانه ریتم موزیک “دیازپام 10″ کند می شود وقتی می خواهد کوفته شدن پتک ماتریالیسم بر هستی ما را روایت کند: “ببین احاطه کرده‌ است عدد فکر خلق را،  این قرار عاشقانه را، عدد بده”.
چه بی نظیر روایت می کنید قصه کودکی و نوجوانی ما را در “دهه شصت”.  روزهایی که “دو کانال” داشتیم، یک به جنگ میرفت، از دو «واتو واتو» می آمد. روزهایی که در رویاهای بچگیمان همراه با “دختری بنام نل”، عدن ابد “پارادایس” را جستجو می کردیم. روزهایی که “یقه از فرط ایمان چرک بود”. روزهای خشکه مقدسی که “شهوت” را در “حاشیه” شهر نگه داشته بوند. روزهایی که بر “باد رفتند”، روزهایی که در “یاد ماندند”
چه بی باکانه مقام معظم برتری را محبت مال می کنید در “گلادیاتورها”. چه اسم با مسمایی است این “جیر پماران”. چه روشنگرانه است این فتوای شما برای شعبان بی مخ های این سرزمین:”آی گلادیاتورها، شرعی ه در بیارین”
چه عاشقانه آرامی است این “گیس”. چه همه آدم را شیدای آویخته شدن از آن گیس ها می کند، چه وسوسه شیرین انتحاری است برای یکی از آن روزها که دل آدم ریساریس شده است.
چه خش نابی صدایتان را گرفته در “ساربان”. چه غم نابی می تراود از سازتان. چه بی خبرانه آدم را به پای آن تک درخت می رساند و ویران می کند.

آقای نامجو، ممنون بابت همه لحظه های خوبی که برای ما خلق می کنی. چه خوب است که نسل ما بالاخره خواننده ای را پیدا کرد که متعلق به خودش است. میراث گذشته های به اصطلاح طلایی نیست. خواننده ای که می توانیم آهنگهایش را داغ داغ ببلعیم و چه بسا طعم گسش را برای نسل بعد روایت کنیم. چه همه به نام شما زنجیر شده است این صدای خشدار، این چهره همیشه آرام و گیس های همیشه آشفته، این ترکیب بی نظیر “عقاید نوکانتی” و “شقایق نرماندی” در شعرها، و این یاغیگری در برابر ساختارها و دستگاههای تعریف شده شعر و موسیقی.

من بمیرم آیا؟

سه شنبه, می 12th, 2009




Moi Lolita by Alizee Jacotey -

دوشنبه, می 12th, 2008

 


Le géant de papier
Didier Barbelivien
MB 2


مثل عقب نشینی مذبوحانه من می مونه از نبرد با زندگی به سنگر تنهایی. مثل اینکه اون پشت خط یه نفر هست که به محض اینکه چشمش به چشمم می افته، می فهمه چمه. رگ خوابم تو دستشه، می دونه کی باید بیاد جلو اون زخم رو قرچی تو دستش فشار بده و چرکش که بیرون رفت، صداش رو پس بندازه بگه : “همین بود قهرمان پوشالی؟!” می دونه کی می تونه جدی بحث کنه و اصل موضوع و همه حواشی رو با چند تا سوال ببره زیر رادیکال. می دونه گاهی اوقات باید دروغ های شیرین و سودمند بگه. گاهی هم که می بینه علائم حیاتیم در منطقه خیلی بحرانی بسر می برند، برمی گرده می گه : “سیگار ممنوعه عزیزم. رو تخت دراز بکش واست یه آهنگ می زارم”

Empty rooms, where we learn to live without love

یکشنبه, مارس 16th, 2008




Empty Rooms by Gary Moore -

Loneliness is your only friend.
A broken heart that just won’t mend
is the price you pay.

It’s hard to take when love grows old.
The days are long and the nights turn cold
when it fades away.

You hope that she will change her mind,
but the days drift on and on.
You’ll never know the reason why she’s gone.

You see her face in every crowd.
You hear her voice, but you’re still proud,
so you turn away.

You tell yourself that you’ll be strong.
But your heart tells you,
this time you’re wrong.

You hope that she will change her mind,
but the days drift on and on.
You’ll never know the reason why she’s gone.

Empty rooms,
where we learn to live without love.
Empty rooms,
where we learn to live without love.
Empty rooms,
where we learn to live without love.

Empty rooms,
where we learn to live without love.
Empty rooms,
where we learn to live without love.
Empty rooms,
where we learn to live without love.
Empty rooms,
where we learn to live without love.

All alone in an empty room.
Lonliness is your only friend, hooh.
Oh, she’s gone and you’re at the end.

جمعه, نوامبر 11th, 2005

 

 


 

پنجشنبه, اکتبر 20th, 2005

The Best of the Best(Until 20 Oct, 2005)

1 - Parisienne Moonlight
2 - From Sarah With Love
3 - Hey You
4 - My Immortal
5 - Shape of My Heart
6 - Don’t Speak
7 - Anni’s Song
8 - Soldier of Fortune
9 - Tango To Evora
10 - Long Goodbyes
11 - Fragile
12 - Natasha Dance

سه شنبه, دسامبر 23rd, 2003

آهنگهایی که تو این ده بیست روز بشدت رو اعصاب من راه می رفتند

Into The Night by Benny Mardonis

Download - 648k

je vie pour elle by Lara Fabian & Andrea Boccelli

Download - 414k