پوران شريعت در کتاب طرحی از يک زندگی :

علی شخصيتی رمانتيک، علاقمند به مطالعه، حساس و بی اعتنا به زندگی داشت. اگرچه او تا اين زمان، از يک بحران عميق فکری، به مدد مولانا و دو زندان زودرس، رسته بود. خود وی روحيه آن زمانش را اين گونه توصيف می کند:

” در آن سالهای اول که تازه با هم آشنا شده بوديم، باهم همکلاس بوديم و هنوز پا به زندگی من نگذاشته بود، من چه بودم؟ جوانی بودم پير! جوانی بدبين و تلخ انديش و تنها و پاگريز و ناآرام و خطرناک و ماجراجو و سربه هوا و غرق در خيال. پدرم هميشه می گفت: “اين پسر من چه جور خواهد توانست زندگی کند؟ چه جور خودش را می تواند جمع و جور کند؟ بيچاره زن و بچه او چه خواهند کشيد. او غذا خوردنش را هم نمی تواند. بايد غذا به دهنش کرد. پول بلد نيست نگهدارد. روزی پنج تومان خرجش است و روزی 6-7 تومان گم می کند. خدا او را ساخته که بيندازدش گوشه زندان قزل قلعه و يک خروار کتاب بريزند دورش و يک قدح جلوش برای زيرسيگاری و يک شعبه اداره دخانيات هم دم دستش و والسلام!”

اما خلقيات من با او بسيار متفاوت بود. منطقی بودم و واقعگرا، دوستدار نظم و فعال و علاقمند به زندگی آرام. بخصوص بعد از ضربه ای که شهادت برادر دومم آذر، که درست مصادف با دوران جوانی من بود، خورده بودم، نياز شديدی به زندگی آرام داشتم…


Leave a Reply